اسوه ها
21 بازدید
تاریخ ارائه : 12/11/2012 3:45:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره
بسمه تعالی هنگامی که پس از رحلت میرزای شیرازی اول،برای قبول مرجعیت به آیت الله سید محمد فشارکی (ره) مراجعه کردند، فرمود: من شایسته مرجعیت نیستم،زیرا ریاست دینی و مرجعیت اسلامی به غیر از علم فقه،امور دیگری لازم دارد ،از قبیل :اطلاع از مسائل سیاسی وشناختن موضع گیری های درست در هرکار.برای من غیر از تدریس کار دیگری جایز نیست. وبدین گونه مردم را به میرزا محمد تقی شیرازی ارجاع داد. مرحوم سید محمد فشارکی یکی از بزرگترین شاگردان میرزای اول بود وپس از او از بزرگترین فقها به حساب می آمد.وی استاد مرحوم آیه الله حاج شیخ عبد الکریم حائری ،موسس حوزه ی قم،وعده ای دیگر از بزرگان است. آیت الله حائری می گوید :من از استاد خود آیت الله فشارکی شنیدم که فرمود :هنگامی که میرزای شیرازی اول درگذشت ،دیدم مثل این که در دلم نشاطی هست .هر چه اندیشیدم جای نشاطی نبود .میرزای شیرازی که استاد ومربی من بود ،درگذشته است. اصلا عظمتی که مرحوم میرزا داشت از نظر علم وتقوا وزیرکی وذکاوت ،عجیب وکم نظیر بوده است. مرحوم فشارکی می گوید:"مدتی اندیشیدم ببینم این نشاط از چییست؟سرانجام به این نتیجه رسیدم که شاید از این است که همین روزها من مرجع تقلید می شوم .رفتم حرم مطهر واز حضرت خواستم که این خطر را از من رفع کند،گویا حس می کنم که تمایل به ریاست دارم". ایشان تا صبح در حرم مطهر به سر برد وصبح وقتی برای تشییع جنازه آمد اورا با چشم های پر التهاب دیدند که معلوم بود شب را مشغول گریه بوده است .وتلاش کردوعاقبت الامر زیر بار ریاست نرفت.