محبت اهل بیت (ع) در قرآن
50 بازدید
تاریخ ارائه : 12/30/2013 4:03:00 PM
موضوع: امامت و مهدویت

محبت اهل بيت(ع) در قرآن

مهر ورزيدن و دوست داشتن پيامبر و خاندانش يكى ازاصول اسلام است كه قرآن وسنت بر آن تأكيد دارند. قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد: «قل إن كان آباؤكم و ابناؤكم و إخوانكم و أزواجكم و عشيرتكم و أموال اقترفتموها و تجارة تخشون كسادها و مساكن ترضونها أحب إليكم من الله و رسوله و جهاد في سبيله فتربصوا حتى يأتى الله بأمره و الله لا يهدى القوم الفاسقين»(توبه/24): بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و بستگان شما و اموالى كه بدست آورده‏ايد و تجارتى كه از كساد آن بيم داريد و مسكن‏هاى مورد علاقه شما، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار اين باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند، و خداوند جمعيت نافرمانبردار را هدايت نمى‏كند.

و در آيه ديگر مى‏فرمايد: «الذين آمنوا به و عزروه و نصروه و اتبعوا النور الذي أنزل معه أولئك هم المفلحون» (اعراف/157): كسانى كه به او ايمان آورده ‏اند و او را تكريم كرده و كمك نموده ‏اند و از نورى كه بر وى فرود آمده پيروى كرده ‏اند، رستگارانند.

خدا در اين آيه براى رستگاران چهار ويژگى مى ‏شمارد:

.1 ايمان به پيامبر: «آمنوا به».

.2 تعزيز و تكريم او: «عزره».

.3 يارى كردن او: «نصروه».

.4 پيروى از نورى (قرآن) كه نازل شده است «و اتبعوا النور الذي أنزل معه».

با توجه به اينكه يارى كردن پيامبر در ويژگى سوم آمده است، قطعا مراد از «عزروه» در ويژگى دوم همان تكريم و تعظيم پيامبر است، و مسلما، تكريم پيامبر مخصوص دوران حيات او نيست، همچنانكه ايمان به وى كه در آيه وارد شده، چنين محدوديتى ندارد.

درباره محبت به خاندان رسالت كافى است كه قرآن آن را به صورت پاداش رسالت (البته به صورت پاداش نه پاداش واقعى) ذكر كرده و مى‏فرمايد: «قل لا أسألكم عليه اجرا إلا المودة فى القربى» (شورى/23):

بگو من براى اداى رسالت خدا از شما پاداشى نمى‏طلبم،جز محبت ورزيدن به بستگان ونزديكانم .

محبت و تكريم نسبت به پيامبر اكرم(ص) نه تنها در قرآن آمده، بلكه در احاديث اسلامى نيز بر آن تأكيد شده است، كه دو نمونه آن را يادآور مى‏شويم:

.1 رسول اكرم فرمود: «لا يؤمن أحدكم حتى أكون أحب إليه من ولده و الناس اجمعين». (1) هرگز يك نفر از شما مؤمن واقعى نخواهد بود، مگر اينكه من براى او از فرزندانش و همه مردم محبوب‏تر باشم.

.2 در حديث ديگر مى‏فرمايد: ثلاث من كن فيه ذاق طعم الإيمان: من كان لا شي‏ء أحب إليه من الله و رسوله، و من كان لئن يحرق بالنار أحب إليه من أن يرتد عن دينه، و من كان يحب لله و يبغض لله» (2) : سه چيز است كه هر كس داراى آن باشد، مزه ايمان را چشيده است: .1 آن كس كه چيزى براى او از خدا و رسولش گرامى‏تر نباشد. .2 آن كس كه سوخته شدن در آتش براى او محبوبتر از خروج از دين باشد. .3 آن كس كه براى خدا، دوست يا داشمن بدارد.

محبت خاندان پيامبر(ص): نيز در احاديث اسلامى مورد تأكيد واقع شده است كه برخى را يادآور مى‏شويم:

.1 پيامبر گرامى(ص) فرمود: «لا يؤمن عبد حتى أكون أحب إليه من نفسه و تكون عترتي أحب إليه من عترته، و يكون أهلي أحب إليه من أهله» (3) :مؤمن به شمار نمى‏رود بنده‏اى مگر اينكه مرا بيش از خود دوست بدارد، و فرزندان مرا بيش از فرزندانش، و خاندان مرا فزون از خاندان خود، دوست بدارد.

.2 در حديث ديگر درباره عترت خود مى‏فرمايد: «من أحبهم أحبه الله و من أبغضهم أبغضه الله» (4) : هر كس آنها را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و هركس آنها را دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته است.

تا اين جا با دلايل اين اصل (مهر ورزيدن به پيامبر و عترتش) آشنا شديم، اكنون سؤال مى‏شود :

.1 سودى كه امت از مهر ورزيدن به پيامبر و عترت او مى ‏برد چيست؟!

.2 شيوه مهر ورزى و تكريم نسبت به پيامبر و خاندان او چيست؟!

درباره مطلب نخست يادآور مى‏شويم: محبت به انسان با كمال و با فضيلت، خود نردبان صعود به سوى كمال است، هرگاه انسانى فردى را از صميم دل دوست بدارد، كوشش مى‏كند خود را با او همگون سازد و آنچه كه مايه خرسندى او است انجام داده، و آنچه او را آزار مى‏دهد ترك نمايد.

ناگفته پيداست وجود چنين روحيه‏اى در انسان مايه تحول بوده و سبب مى‏شود كه پيوسته راه اطاعت را در پيش گيرد و از گناه بپرهيزد. كسانى كه در زبان اظهار علاقه كرده ولى عملا با محبوب خود مخالفت مى‏ورزند، فاقد محبت واقعى مى‏باشند، در دوبيتى كه به امام صادق (ع) نسبت داده شده است به اين نكته اشاره شده آنجا كه مى‏فرمايد:

تعصى الإله و أنت تظهر حبه*هذا لعمري فى الفعال بديع‏لو كان حبك صادقا لأطعته*إن المحب لمن يحب مطيع (5)

«خدا را نافرمانى مى‏كنى و اظهار دوستى مى‏نمايى، به جانم سوگند، اين كار شگفتى است.

اگر در ادعاى خود راستگو بودى او را اطاعت مى‏كردى، حقا كه مريد پيوسته مطيع محبوب خود مى‏باشد».

اكنون كه برخى از ثمرات مهرورزى به پيامبر و خاندان او روشن شد، بايد به شيوه ابراز آن بپردازيم: مسلما مقصود حب درونى بدون هيچ‏گونه بازتاب عملى نيست، بلكه مقصود مهرى است كه در گفتار و رفتار انسان بازتاب مناسبى داشته باشد.

شكى نيست كه يكى از بازتابهاى محبت به پيامبر(ص) و خاندان او پيروى عملى از آنان است، چنانكه اشاره شد، ولى سخن در ديگر بازتاب‏هاى اين حالت درونى است، و اجمال آن اين است كه هر گفتار يا رفتارى كه در نظر مردم نشانه محبت و وسيله گرامى داشت افراد به شمار مى‏رود، مشمول اين قاعده مى‏باشد، مشروط بر اينكه، با عمل مشروع او را تكريم كند، نه با عمل حرام.

بنابراين، گرامى داشت پيامبر اكرم(ص) و خاندان او در هر زمان خصوصا در سالروز ولادت يا وفات ـ يكى از شيوه‏هاى ابراز محبت و گرامى داشت مقام و منزلت آنان است و آزين بندى در روزهاى ولادت وروشن كردن چراغ و برافراشتن پرچم و تشكيل مجلس براى ذكر فضايل و مناقب پيامبر اكرم(ص) يا خاندان او، نشانه محبت به آنان و وسيله ابراز آن به شمار مى‏رود و به اين خاطر تجليل پيامبر در ايام ولادت يك سنت مستمر، در ميان مسلمانان بوده است.

ديار بكرى در كتاب «تاريخ الخميس» مى‏نويسد: مسلمانان پيوسته ماه ولادت پيامبر را گرامى داشته و جشن مى گيرند و اطعام مى‏كنند و به فقرا صدقه مى‏دهند اظهار شادمانى مى‏نمايند و سرگذشت ولادت او را بيان مى‏كنند، چه بسا كراماتى براى آنان ظاهر مى‏شود. عين اين سخن را عالم ديگرى به نام ابن حجر قسطلانى در كتاب خود آورده است. (6)

پى ‏نوشت:

1و2ـ كنز العمال: ج 1، ح70 و 72 و جامع الأصول: ج 1، ص .238

3و4ـ مناقب الامام اميرالمؤمنين نگارش حافظ محمد بن سليمان كوفى، ج 2، ح 619، و .700 و بحار الأنوار ج 17 ص 13، علل الشرايع باب 117 ح .3

5ـ سفينة البحار: 1/ .199

6ـ المواهب اللدنية، ج 21، ص 27، تاريخ الخميس، ج 1، ص .223

منشور عقايد اماميه ص 244